سرنا: شاهمیرزا مرادی
چقدر عجيبه که: تامريض نشي کسي برات گل نمياره! تاگريه نکني کسي نوازشت نمي کنه! تافرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده! تا قصد رفتن نکني کسي به ديد نت نمياد! وتاوقتي نميري کسي تو رونميبخشه
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن ، هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن ،حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
سلام بر عشاير دلير ايران!سلام به سلحشوران غيوري كه در طول تاريخ اسلامي ايران پيوسته بر سرمرزها و در حاشيه كويرها و دردل كوهها و در پهندشت صحراها و در هر نقطه عشايري ديگر از اين كشور عزيز و پهناور، پيوسته سرسخت ترين مدافعان اسلامي و ميهن اسلامي را تشكيل داده و راه هر گونه توطئه اي را بر دشمنان اسلام بسته اند.
بخشي از پیام حضرت امام راحل « ره» به عشاير
در مورخه 14/3/61
سلام مرا به مردم شهيد پرور لرستان و شهر خرم آباد و علماي محترم ابلاغ كنيد،من رشادت و پايداري مردم و عشاير غيور را در وقايع جبهه و جنگ اطلاع دارم،لكن در سال 59 شخصا شاهد شجاعت و دلاوريهاي داوطلبان مخلص آن استان بده ،از نزديك روحيه مبارز آنان را شناخته ام ، نبرد آنان بيش از آنچه شنيدني باشد ديدني است.
بخشي از پيام آيت الله خامنه اي به مردم لرستان
توضيحي درباره ي كلمه ي لر و پيدايش آن
كلمه لر به مردمي گفته مي شود كه در دو اقليم لرستان و بختياري سكونت دارند، ولي با بررسي ببيشتر تا نيمه دوم قرن چهاردهم هجري هيچيك از مورخين قوم و طايفه اي را به اين نام در آثار خويش معرفي ننموده اند و اقليم كنوني نيز به نام لرستان مشهور نبوده است ، بلكه هر قسمت از آنان در حيطه ي حكومت حاكمي بوده است كه در تواريخ از آن ذكري شده ويا سنگ نوشته هايي از آنان به خط كوفي به جاي مانده است.
اما در مورد دو وجه تسميه ي لر، اغلب مورخين روايات مختلفي نقل كرده اند كه از آن جمله مستوفي « 1» مي نويسد: در زبده التواريخ آمده كه اين اسم بر آن قوم به وجهي كه گويند آن است كه در مانرو دهي است كه آن را «دركرد» خوانند و در آن حدود بندي است كه آن را به زبان لري «كول» خوانند و در آن بند موضعي است كه آن را «لر» خوانند، چون اصل ايشان از آن موضع است . از آن سبب ايشان را «لر» گويند. به سبب ثقالت كسرلام را به ضمه بدل كرده اند و «لر» گفته اند. وجه سوم آنكه شخصي كه اين طايفه از نسل اويند «لر» نام داشته و قول اول درست مي نمايد.
نقدي برپساوند«لر» در لرستان
اكثر طوايف لرستان و بختياري در آخر اسم طايفه شان پسوند «وند» دارند . «وند» به معناي دوستي است، مثلا بهاروند كه طايفه اي است در لرستان جدشان بهار مي باشد، بهاروند يعني دوستدار بهار و تعاريفي از اين قبيل كه ليكن اينطور نيست.
اين «وند» به معناي دارو دسته مي باشند، و بهاروند يعني دارو دسته و يا تيره و طايفه اي بهار و كلا در لرستان و بختياري اغلب شهرت و تخلص ها از نام جد قبيله گرفته شده و به جاي ياء نسبت پساوند «وند» به دنبال نام جد مي آورند، مثلا بهاروند، حسنوند، بيرانوند، يعقوب وند ، كمالوند، كوليوند وغيره.
چهارگام بسوی عشق:
عشق ملاقات مرگ وزندگی است ملاقاتی درنقطه اوج فقط درصورت شناخت عشق است که میتوان به تجربه ی این ملاقات نایل آمد. درغیر اینصورت به دنیا می آیی زندگی میکنی ومیمری ولی درحقیقت مهم ترین تجربه ی زندگی را ازدست داده ای ـ تجربه ای که با هیچ چیز جا یگزین نمی شود تو تجربه ی حد فاصل مرگ وزندگیرا ازدست دادهای تجربه ی این حد فاصل نقطه ی اوج وحدنهایی تجربیات آدمی است .برای رسیدن به آن چهار مرحله وجوددارد که بایستی همیشه به خاطر داشته باشی مرحله اول حضور در لحظه است زیرا عشق تنها درحال ممکن است عشق ورزیدن درگذشته ممکن نیست بسیاری از آدمها کلا" درگذشته زندگی میکنندطبیعتا" عشقشان هم درگذشته است . کسانی هم هستند که در آینده عشق می ورزند این هم امکان ندارد.اگر کسی بخواهد ازغشق اجتناب کند دوراه دارد زندگی در گذشته یا آینده . بنا براین
اولین قدم: درنیل به عشق حضور درلحظه است آینده وگذشته موجب فکر کردن میگردند وفکر کردن احساس را نابود میکند/
دومین قدم: در راه ر سید ن به عشق یا د بگیری که چگونه سموم وجودت را به شهد تبدیل کنی خیلی ازمردم عشق می ورزند ولی عشق آن ها با سمومی هم چون نفرت حسادت خشم واحساس مالکیت آلوده شده است .
سومین مرحله: تقسیم کردن وبخشیدن است چیزهای منفی رابرای خودت نگهدار ولی خ وبی ها وزیبایی ها را بادیگران تقسیم کن معمولا" مردم عکس این را عمل میکنند چنین انسا نهایی ابله هستد و قتی شاد هستند خست به خرج میدهند وآن با با کسی تقسیم نمی کنندبرعکس وقتی غمگین هستند ولخرج می شوند ودوست دارند همه درغم ودرد با آنها شریک شوند پس سومین قدم درراه عشق تقسیم کردن شادی های خود با معشوق ودیگران است این کار با عث جاری شدن عشق میگردد-
چهارمين گام: درراه رسیدن به عششق هیچ بودن است به محض این که فکرکنی کسی هستی عشق ارجاری شدن می ایستد یعنی وقتی آکنده ازغرور برای معشوق ودیگران باشی عشق درتو شکوفا خواهد شد . .وقتی آکنده از غرور باشی عشق درتو جای ندارد پس برای معشوق همیشه مثل چشمه روان وصا دق و خالی از غرور باش
میدونم تو هستی درکنارم
نوشته از خانم ش -د فوق ليسانس روانشناسي /اهواز